الشيخ محمد علي الگرامي القمي

51

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

و انصاف بايد داد كه اين موارد كم نيست و شواهد بسيار در هر اجتماعى دارد و چه بسا همين انحراف‌ها اجتماع را قرن‌ها بدبخت مىسازد . * * * مىگويند ملت بايد هميشه بيدار باشد و به محض ديدن يك تغيير حالت كه باعث انحطاط اجتماع شود رژيم را براندازد . اين گفته در عالم مفاهيم و انتزاع ، سخن خوبى است ولى بايد دانست كه همواره خاصيت انقلاب و تحول در همه اجتماعها زنده نيست و همين كه مدتى زندگى يكنواخت داشتند به راحت‌طلبى عادت كرده خوى آرامش پيدا مىكنند و نه تنها انقلاب نمىكنند بلكه چندان موافق هم نيستند و هيشه هم افراد انقلابى امكانات ندارند كه رژيم را عوض كنند ، و موفقيت پرزيدنت « بومدين » در الجزاير ( اگر يك توفيق انقلابى اصيل باشد كه نمىدانم ) كه تحت تاثير افكار انقلابيون ، آرامش‌طلبى و تنبلى جديد را تغيير داده تحولى تازه پديد آورد در محيط خاص و شرايط محدودى بود كه يكى از علل آن قريب العهد بودن ملت مسلمان الجزاير به مبارزات پيگير ضد استعمار فرانسه بود . و به هر حال اين يك روش ايده آل نيست ، گرچه در زمان حاضر كه ما معتقد به غيبت امام زمان ارواحنا فداه ، هستيم و رهبريت با انتخاب است نه انتصاب الهى بايد همين وضع باشد كه بعداً به خواست خداوند توضيح مىدهيم ولى اينها در مقايسه با اصل تاريخ بشريت « فلته » حساب مىشود و نبايد معتقد شد كه اصل رهبرى در تمام دوران و زمانها همين طور باشد .